نوشته شده توسط ساسان
پنج شنبه کنسرت یکی از دوستای خوبم، مهرزاد، بود. ما هم که از خدا خواسته، پاشدیم رفتیم. به این دختره هم هرچقدر گفتم پاشو بریم، هی به ناز گذاشت و آخرشم نیومد. من هم که موبایلم روز قبلش افتاده بود تو آب استخر و طفلی غرق شده بود، دیگه هیچ راه ارتباطی نمونده بود. خلاصه اینکه شب گذاشتمش جلوی شومینه و روز بعدش هم با سشوار خشکش کردم و جالب اینکه روشن شد. عجیب تر اینکه قبل از افتادن تو آب، محکم خورده بود به لبه استخر.
ساعت 5 بود. با هزارتا امید و آرزو پاشدم رفتم کنسرت و تا آخرش (حدود نه و نیم) منتظر بودم که هر لحظه زنگ بزنه و بگه "من دم درم. تو کجایی؟"
از مهرزاد بگم. من خودم چون نسبتا خوب پیانو بلدم، هرکسی رو قبول ندارم. اما مهرزاد یکی از اون کار درست هاست.
از دوستای گیتاریستش هم همین قدر بگم که آهنگاشون منو دیوونه می کنه. البته مطمئنا پیانو یه چیز دیگس!! ولی گمونم باید برم گیتارهم یاد بگیرم.
این آهنگI've finally found someone برایان آدامز داره دیوونم می کنه. یکی نیست بهش بگه تو که پیدا کردی داری اینطوری سوزناک می خونی، من باید چه مدلی بخونم؟
پی اسم تو می گشتم، ته یه فنجون خالی/ دنبال یه طرح تازه، یه تبسم خیالی
فنجونای لب پریده، فهوه های نیمه خورده/ من و عشقی که واسه همیشه مرده
از نظراتتون هم ممنونم. لطف می کنید که به ما سر می زنید و من همچنان بی معرفتم و بهتون سر نمی زنم. سعی می کنم از دفعه بعد می خوام یه مدل دیگه بنویسم. یعنی همون مدلی که از اول می نوشتم. نظرتون رو بنویسید. می خوام بدونم. فقط جون مادرت ننویس "جالب بود"
یه چیزی بنویس که بفهمم اصلا وبلاگو خوندی و نوشتت به یه کاری بیاد. خوب؟ چرت بنویسی ip تو می بندم که نتونی بیای.
