نوشته شده توسط ساسان

خانه‌ای خواهم ساخت
خانه‌ای کوچک و استيجاری
خواهم انداخت به اقشار فقير
و خودم می‌دانم که مهندس ناظر
می‌کند سخت خيانت حتما

بادها می‌پيچند، سقف‌ها می‌لرزند، خواب‌ها می‌ريزند
و منِ نابغه دارم به خودم می‌بالم که چقدر باحالم!

بله. اين هم اندر عوالم مهندسين عمران که خودمم يکيشونم. (متاثر از قايقی خواهم ساخت سهراب سپهری)

اما داريم به سال نو نزديک می‌شيم و من می‌خوام از عيد چند سال پيش براتون بگم. يادم نيست شايد قبلا گفته باشم ولی دوباره شنيدنش بی‌ضرر!! نيست.

چند سال پيش آخرای اسفند بود يا شايد اوايل فروردين که ما يه نامه دريافت کرديم. نامه‌ای برای پدرم که روش اسم دقيق و کامل پدرم، آدرس دقيق خونه و حتی کد پستی نوشته شده بود. نامه به زبان انگليسی و از استراليا بود. پدرم نامه رو آورد برای من و بهم نشون داد گفت اينو بخون ببين چيزی که من می‌بينم توهم می‌بينی؟
منم نامه رو خوندم.
نامه می‌گفت که شما در لاتاری...
يک ميليون دلار استراليا (که اون زمان هر دلارش حدود هزار و صد تومن بود) برنده شديد.
اينو که ديدم يه لحظه خواستم به ريال تبديل کنم. رقم اونقدر بزرگ بود که اصلا نمی‌دونستم با اين مبلغ چی‌کار ميشه کرد. به نظر شما با يه ميليارد تومن (خورده‌هاش مال شما) چند تا آدامس، بستنی، يا اصلا ماشين، ... ميشه خريد؟
شايد با خودتون بگين مبلغی نيست که!! ۵ تا آپارتمان درست و حسابی‌هم نميشه باهاش خريد!!

بعد در ادامه می‌گفت که شما اين مبلغ رو می‌تونيد از منشی مخصوص من خانم نميدونم چيچی در تهران و يا استراليا هر کدوم که مايل باشيد تحويل بگيريد!

ديگه نمی‌تونيد فکرشو بکنيد که ما توی ايام عيد چقدر شاد و شنگول بوديم. حتی گل توی خيابونو طلا می‌ديديم. من خودم شمشادها رو هزاری می‌ديدم. هر کس برای خودش يه برنامه‌ريزی می‌کرد که اين پول‌ها رو چه‌جوری خرج کنه. مونده بوديم که بيايم اينجا کارخونه بزنيم يا بريم امريکا تا آخر عمر خرجش کنيم؟

اما يه چيزی‌رو می‌دونيد؟ آخر اون نامه نوشته بود که لطفا ۲۵ دلار (ناقابل) به فلان شماره حساب بابت هزينه shipping و ساير خدمات برای ما ارسال کنيد.

درسته که اونا آدمای کلاهبرداری بودند اما ما هميشه پشت سرشون دعای خير می‌کنيم که عيد ما رو با دروغ‌ها شون پر از شادی کردن. آرزوهای دست‌نيافتنی رو در يک لحظه برای ما برآورده کردن. و چه روز‌های شيرينی.

اميدوارم تک تک لحظه‌های زندگی‌تون مثل عيد ما پر از شادی و شور باشه. و صد سال به از اين سالها.

  
نویسنده : !sol ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸۳