نوشته شده توسط : سولماز
من اومدم
.....
سلام...بعد از يک وقفه طولانی من اومدم.
..
يه کتاب خونده بودم به اسم ”کتاب کوچک نکته های زندگی“...واقعا کتاب جالبی بود...چند تاشونو براتون مينويسم.و خودتون نظر بدين..
۴۴۸. از گفتن نميدانم نترس
۴۴۹ از گفتن اشتباه کردم نترس
۴۵۰ از گفتن به کمک احتياج دارم نترس
۴۵۱ از گفتن متاسفم نترس
۲۷۱ هنگام مواجهه با کار سخت،طوری عمل کن که انگار شکست غير ممکن است..اگر به دنبال صيد نهنگ هستی ،سس مخصوص طبخ ماهی را همراه ببر
..
۳۰۲ در اتومبيلت را قفل کن..حتی اگر جلوی در خانه خودت باشد
۴۵۷ هميشه يک دفتر يادداشت و مداد کنار دستت داشته باش.. ايده های ميليون دلاری گاهی در ساعت سه صبح به ذهن آدم خطور ميکنه
۳۰۳ هرگز تا ظرفهای کثيف را نشسته ای به رختخواب نرو

(نويسنه اين کتاب مرد بوده و نفسش از جای گرم بلند ميشده
قهرم باهاش)
۴۷۱ پيش از عازم شدن به سمت فرودگاه،به آژانس هوايی مربوطه تلفن کن ،مطمئن شو که پرواز سر وقت خواهد بود(به درد ايران نميخوره اين اصل
)
خوب..اينم از اين چند نکته...اميدوارم که استفاده کامل رو (با اينکه کم بود) برده باشيد
be happy
نوشته شده توسط ساسان
الهی من قربون همين ۲-۳ تا ويزيتور خوبمون برم که مايهء دلگرمی هستن.
فقط خواستم بگم شب يلدا، سالگرد عروسی پدر و مادرمه.
وقتی فکرشو میکنم و میبينم که طولانی ترين شب سال!! رو برای روز عروسی انتخاب کردن، بیاختيار خندم میگيره.
امروز از اون روزاست که نطقم باز شده. احساس میکنم اول راهم. اول يه راه طولانی و زيبا. راهی که هر کسی حق ورود بهش رو داره. جادهای که همه آرزو دارن توش قدم بزنن.
اما تحمل ندارم. نمیخوام به آخرش برسم ولی میخوام زودتر به ميونهء راه برسم. میدونی عين چی ميمونه؟
عين بچه ای که عجله داره بزرگ بشه. ولی وقتی بزرگ شد، ديگه نمیخواد پير بشه.
وقتی به پارسال فکر میکنم، وقتی با امسال مقايسش میکنم، میبينم يه درجه پيشرفت کردم. پارسال تنهايی زير بارون قدم میزدم. اما امسال دوتايی.
نتيجش همون آنتیبيوتيکه.
فقط يه اشکال کوچولو داره. ببينم، چه حالی بهتون دست میده وقتی میخواين يکی رو ببوسين ولی اون جاخالی میده؟؟!!

