نوشته شده توسط ساسان

سیب
سمنو
سنجد
سنگک
سیر
سماغ
سکه
سنبل
سرکه
سبزه
اسپند
تخم مرغ رنگی
آینه شمعدون
 

قرآن
ماهی قرمز
اهل فامیل
سال نو
زندگی نو
یه زندگی زیبا، زیبا تر از سال قبل
بهار
نم نم بارون
سرسبزی
عطر زندگی
گوجه سبز
نگو که دهنم آب افتاد


سلام!
یه پیشنهاد خوب برای وبلاگنویسای تنبل عین خودم و سولی دارم.
شما هم مثل ما دونفری بنویسین و نوبتی کنین. بعد دیگه حله! این میندازه گردن اون، اون میندازه گردن این.
هه هه هه.

می خواستم اول یه قالب (Template) جدید بذارم بعد آپدیت کنم. ولی از یه طرف وقتگیره و من طاقت دوری ندارم. هم اینکه مثل همیشه باید دست خودمو رو کنم و از پیش خبر بدم که مردم شوکه نشن و فکر نکنن که اشتباه اومدن.
از طرفی تا اینجا فقط عکس سفره هفت سین پارسال جور شده. حاجی فیروز و ... مونده. آهنگ نوروز رو هم ندارم. ولی بالاخره جورش می کنم. حالا امسال نه! بهار سال دیگه یا شایدم سال بعدش!!!

از امروز بگم. چهارشنبه سوری. دیگه اون مراسم قدیمی از یادها رفته. قاشق زنی، فال گوش وایسادن، کلید و ...
شاید یه آجیل مشکل گشا مونده باشه (اونم چون همگی شکمو هستیم)
برعکس پارسال که با پسرای همسایه  و چند تا اراذل و اوباش رفتیم بیرون، امسال از در خونه هم بیرون نرفتم.
برادر کوچکتر از خودم یه سیگارت داد دستم. یه ساعت اینور و اونورش کردم آخرم گفتم بیا مال خودت. چیکارش کنم آخه؟
آحه من امسال چند تا stinger با کلاهک هسته ای و چند تا کروز سفارش دادم. هه هه هه.

یه میز قدیمی داشتیم که کلی خاطره باهاش داریم. چقدر کیک تولد روش وسط همین حیاط فوت کردیم.
با اجازتون با تبر ازش پذیرایی شایانی به عمل آوردیم و توش سیب زمینی کباب کردیم. (رسمی که خودم در خانواده پایه ریزی کردم)
بعد هم که طبق معمول "زردی من از تو، سرخی تو از من".
 

  
نویسنده : !sol ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢


نوشته شده توسط: سولماز( با همکاری ساسان)

سلام به همه دوستان

الان که دارم اين مطلب رو مينويسم هم زمان دارم با ساسان Chat هم ميکنم.. ميخواستم  متن Chat رو اينجا براتون کپی کنم که يه چيز عجيب غريبی شد که نگو! ولی اگه ميشد خيلی چيزا دست گيرتون ميشد حيف شد!!   بحث سر اين بود که من گفتم ساسان يه کمکی کن و بگو چی بنويسم! ساسان هم گفت: من اگه چيزی برای نوشتن داشتم  که نميرفتم متن بدزدم!! .. منم گفتم بهش که خودتو لو دادی..من اين همه دزديم و نوشتم صدام در نيومد!!!!   خلاصه بحثمون سر اين بود.. الانم از من عکس سبزه و چمن ميخواد!!!!

خوب فکر کنم نوشته بعدی من بيفته برای سال ۱۳۸۳.

 angel_12x60: sasan
 ?angel_12x60: emsal 82 e ya 83
 : unix14000 
  unix14000: 82 bood
  unix14000: yani mirim 83
  angel_12x60: man chera hamash fekr mikardam mirim 84
 : unix14000 
  unix14000: nakone mirim 84
    :angel_12x60  
  
 unix14000

 ماشالا به ما واقعا!!! داشتم ميگفتم... نوشته بعدی من احتمالا بعد از سال ۸۲ (۸۳) ميشه...شايد نشه که تا قبل از اون بيام و بنويسم  .. پس همينجا سال جديد رو بهتون تبريک ميگم به تک تک شما دوستان نازنينم که توی اين ۸ ماه با ما بوديد و ما رو تنها نذاشتين.. بابا عظيمی . محسن . رضا رله . هادی. محمد. مازيار(سهيل) . احسان . صابر .محمد (بچه های اکباتان).. علی عزيز . امام مجيد و  امير عزيزم که تازه خواننده وبلاگ شده و در خارج ار کشور هست وبقيه دوستان نازنين ديگه ای که الان اسم هاشون در خاطرم نيست(ببخشيد چون خيلی عجله دارم).. اميدوارم که سالی پر برکت در پيش رو داشته باشيد و  سالی همراه با موفقيت...  

  
نویسنده : !sol ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢